<آتشکده شب>
نشسته ام...سر به زير...اما ذهنم...آن بالا بالا هاست
به خاطره پیوست...
جیغ زن همسایه را که می شنوم تمام سلولهای بدنم تجزیه می شوند ! کسی چه می داند شاید شیمیدان است که هر شب بر سر جدول مندلیف با شوهرش بحث میکند یا شاید در شام شوهرش اسید سولفوریک می ریزد آن بیچاره هم فقط با کمربند!! به دنبال تنبیه زن شیمیدان خود است ! کسی چه می داند؟ شاید فردا با مرگ موش برای شوهرش خورشت بادمجان لذیذی بپزد!
+ من اگه استعفا بدم درست میشه؟ آقا اصلا استعفای من روی میز رییسه !ولم کنین دیگه !
+ فقط دو تا بال و یه لحظه پرواز ...خدایا باور کن چیز بیشتری نمی خوام !



| Design By : Night Melody |

