,setayesh2200">- نشسته ام...سر به زير...اما ذهنم...آن بالا بالا هاست">





























<آتشکده شب>

نشسته ام...سر به زير...اما ذهنم...آن بالا بالا هاست

 

شاعــر که شدم

نردبانی بلند بر می دارم

پای پنجره ی پرسه های پسین پروانه می گذارم

و به سکوت سلام آن روزها سرک می کشم

شاعــر که شدم

می آیم کنار کوچه ی کوتر ها

تاریخ یادگاری دیوار را پررنگ می کنم

و می روم

شاعــر که شدم

مشق شبانه ی تمام کودکان جهان را می نویسم

دیگر چه فرق می کند

که معلمان چوب به دست

به یکنواختی خطوط مشق های شبانه

شک ببرند یا نبرند؟

شاعــر که شدم

سیم های سه تارم را

به سبزه های سبز سیزده گره می زنم

و آرزو می کنم

آهنگ پاک صدای تو را بشنوم

شاید که شاعـری

تنها راه رسیدن به دیار رویا

و کوچه های خیس کودکی باشد

 

..:: یغما گلرویی ::..

 

+ بخاطر احترام مجبور به کلاهبرداری شدم.

 

 

+  از دوشنبه دوباره دوران سختی ام شروع میشه ، هیچ حس امتحان دادن و دوباره خوندن مطالب قبلی کتابارو ندارم  ، ولی اجباریه استرس. این چند وقته فک کنم باید کمتر با کامپ سر و کله بزنم.

  

+ بسی بسیار خرسند شدم که کلاه قرمزی و فامیلشو جدیدا تونستم ببینم ( کلیپ شهریار منظورمه )گاوچران. من شدیدا این شخصیت متشخص  رو دوس  می دارم.از خود راضی

                                                

 + با کلی تلاش شروع کردم به سبز کردن سبزه ولی نمی دونم چرا تا الان هنوز درست سبز نشده. فک کنم امسال هم به جای سین سبزه باید از یه سین جایگزین تو سفره هفت سین استفاده کنیم.

+ بارون - آفتاب - رنگین کمان ، این صحنه داره هر روز تکرار میشه ، فک نمی کردم یه روز رنگین کمان هم تکراری بشه !

 + کتاب شعر "گفتم بمان ! نماند..." ، یغما گلرویی رو تازه دانلود کردم . وقت کنم چند صفحه اشو می خونم. شعرای قشنگی داره.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢۳ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط :: ستایش :: شمع روشن () |

 شعر که نه
 احتمالا این نوشته
 طوماری ست
 از نام کسانی
که لحظه های مرا کشته اند
 کودکی که دیر زاده می شود
 خودم که به هوش نیامده ام هنوز
 و مادری که لباس های بچه را نیاورده ست
 پرستاری برگه ی ترخیص را
 در هوای توفانی محوطه گم کرده ست
در 24 ساعتی که آب می رود
 دراز کشیده ام هنوز و کاش به هوش بیایم
 صدای آژیر
 کنار می زند اضطراب خیابان را
 مرا به هر قطاری برسانند می رسم
 مرا به هر هواپیمایی
 به کائنات بگو
 لطفا کنار
 کنار تر
 چند لحظه ای که مانده
 زمان کمی نیست

 

°o O رویا زرین  O o˚

 

 

 

+  از وقتی آخرین نگاهت را در ذهنم آرشیو کردم ، قلبم آلارم دلتنگی می دهد.

 

+ روز تولد همیشه آدما یه حس دیگه دارن ، حس بزرگ شدن ! حس اینکه بیشتر از قبل باید مواظب خودشون باشن.مواظب گفتارشون ، حرکاتشون و...

روز تولد  هر کادویی که بهت می دن نشونه یه چیزه : تو بزرگ شدی ، عاقل تر از قبل باش!!!

روز تولدم         

با پای برهنه

از صخره های عمرم می گذرم

شاید فردا

                        روز بهتری باشد...

 

 

+ زمستون هم تموم شد. حالا باید هر روز شاهد اومدن بارون باشم. خیلی سخته گاهی وقتا  چتر به دست از خونه بری بیرون . با اینکه امسال اونقدری که انتظار می رفت برف نیومد ولی شاید این بارون بتونه جبران کنه.

 

 

+ یه استاد جدید برامون اومده ، یه آقای توپولو ، که فک کنم از پدر بزرگ من بزرگتره ، ولی خیلی مرد جالب و با حالیه ، با اینکه سنش زیاده ولی به قول خودش دلشو جوون نگه داشته ، همون روز اول کل زندگی اش و واسه ما تعریف کرد ، می گفت پنج بار ازدواج کرده !! یه دو جینم بچه داره !! (امیدوارم بیشتر نشه چون کره زمین داره می ترکه ).(حالا هی ملت می گن افراد بی سواد نا آگاهن و بچه زیاد دارن ! ).ولی واقعا حوصله داره که با این سنش میاد با ما ها سر و کله می زنه ، آخه تقریبا دو پنجم کلاسمون مخ 5 تشریف دارن و یه جورایی حرف همدیگه رو نمی فهمن. جدا هیچی مث شادی و خنده و بی خیال بودن نمی تونه آدم و جوون و سرپا نگه داره.

 

+ مادر یکی از استادامون به دیار باقی شتافت.واسه مراسمش دعوت داشتم.قبلا تو مراسم ختم یه مسیحی نبودم و نمی دونستم آداب مراسمشون چجوریه؟.خیلی مراسم کسل کننده ای داشتن.تو رستوران اول از همه واسه شروع مراسم تریک تریک گیلاسای مشروبشون و برای شادی روح اون مرحوم زدن به هم . من که کاری از دستم بر نمی اومد واسه اش یه فاتحه خوندم ، با اینکه مسیحی بوده ولی خب فک نکنم مشکلی پیش بیاد. ولی بازم به مراسم ختم ما ایرونیا ، اصلا حس مراسم ما بیشتره.

 

+ کامپم سرطان گرفته ، گاهی یهو تنگی نفس می گیره و مانیتورش سیاه میشه.یه چند بار تنفس مصنوعی بهش دادم ولی بازم بی فایده بود. فک کنم باید ببرمش بیمارستان بستری اش کنم.

 

+  جدیدا یه سایت کاریکلماتور پیدا کردم.کاریکلماتورای زیادی داره اگه اهلشین برین ببینین.

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط :: ستایش :: شمع روشن () |
Design By : Night Melody