,setayesh2200">- نشسته ام...سر به زير...اما ذهنم...آن بالا بالا هاست">





























<آتشکده شب>

نشسته ام...سر به زير...اما ذهنم...آن بالا بالا هاست

 

آخرین

شعر مرا قاب کن

پشت نگاهت بگذار

تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد

و بداند که دل من با توست

در همین یک قدمی

 

 

 

 

 

نمی دونم امسال تابستون واسه تعطیلات میریم ایران یا نه؟خیلی دلم واسه ایران و برو بچ فامیل تنگ شده.یه دل تنگی مخصوصم دارم واسه یه نفر که خیلی دوستش دارم.یه ساله که ندیدمش.آخی،آخی طفلی هر وقت زنگ میزنه ابراز دلتنگی می کنه،اما من سنگ دل زود بحث و عوض می کنم.آخ!چه خوب میشه همین فردا بابا بگه چمدونا رو ببندین که داریم میریم.تنهایی داره حالمو بهم می زنه.خدایا یه کاری کن!

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۱٩ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط :: ستایش :: شمع روشن () |
Design By : Night Melody