بــلی!!

+ بالاخره طلسم آپم شکست و بعد از مدتی آپ کردم. وااااای اینقده خسته ام. تو این مدت حسابی از خودم کار کشیدم. قراره هفته دیگه یه نمایشگاه نقاشی برگزار بشه واسه همین منم باید چند تا تابلو میکشیدم. شش تا کشیدم که فقط دو تاش مورد قبول واقع شد که بره تو نمایشگاه. دلم واسه خودم و پاهام که از شدت ایستادن تاول زده سوخت.

البته دیگه قراره از پیکاسو معروفتر بشم بنابراین اگه امضا می خواهید زودتر باید اقدام کنین چون بعد از مدتی باید واسه امضا وقت قبلی بگیرین.

 تو یکی از نقاشی هام برج آزادی تهرانو کشیدم. یکیشونم یه زن دوران قاجاریه. بقیه اش هم که طبیعت بود ولی این برج آزادی تشریفشو میبره تو نمایشگاهو من از این بابت بسیار مسرور شده بیدم.

 

 

                                      

 

+ تولدم هم گذشت. نمی دونم چجوریه که هیچ وقت نشد تو روز تولدم درست و حسابی بیکار باشم یا اینکه بتونم یه پست بذارم. عجیبه ها! ولی خوب دوباره یه سال بزرگتر شدیم. عینکحالا این بزرگتر شدن به کجا کشیده بشه خدا می دونه.نیشخند ولی از اینکه پله پله دارم این دوران بیست سالگی زندگیمو میگذرونم و به آخر میبرم همچین دلم میگیره.

 

 

 

 

+ در فکر سبزه عید هستیم. می خواهیم عدس سبز بنماییم به شکل زیبایی تزئینش کنیم تا خودمان از هنر خودمان لذت ببریم!  بـــلی! زبان

 

 

 

 

+ زندگی اون نیست که کارایی که دوس داری رو انجام بدی ، زندگی اونه که کارهایی رو که انجام میدی دوس داشته باشی.

/ 57 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدک

در آخر.ضمن تبریک مجدد تولدت.لااقل روشنگری و شفاف سازی میکردی تا دیگه محیا خانوم نگه روزه 24 اسفنده و منم بگم نخیر بیست و چهارم تولده رضاشاه بوده[شیطان][خنده] درهرحال امید که سلامت باشی.بقول یه عز یزی که قبلا به خودم گفت: کا به شما نمیرسیم اما شما انشاالله به ما میرسی.عجله نداشته باش.[قلب] ایام بکام.یاعلی مدد[گل][خداحافظ]

قاصدک

راستی اینو یادم رفت بگم: راست میگن ستار ه خانوم..داره دیر میشه برا عدس سبزه کردن. نمیدونم اونجا گیرت میاد یانه اما مادرم همیشه با قره ماش سبزه درست میکنه و خیلی هم قشنگ در میاد و تا اخر تعطیلات هم هنوز مثل روز اوله.با طراوت و قشنگ[نیشخند]

قاصدک

جسارته هاا شاید بگی خب به شما چه؟؟؟ امکا آدرس لینک ستاره خانوم ر ا کامل ننوشتی الان ازاینجا خواستم برم نشد.حرف ر آشنای مهجور ازقلم افتاده[خجالت][مغرور][نیشخند]

فاطمه

سلام عزیزم ظهر ادینه ت بخیر ببین بابایی واست ترکونده ها؟[نیشخند][زبان]خدا واسمون حفظش کنه میدونم این چند روزه چقدر دلش واسه دختراش تنگ شده بود مخصوصا دختر میانه ایش[زبان]

فاطمه

خوب بابایی اسم محیا رو هم خودتون میذاشتید تو لیست فردا میاد یقیه ی ما رو میگیره میگه پس من چرا نیستم همینجا بگیم که بیادت هستیم محیا جون[ماچ]

فاطمه

تو نمیخوای خونه تکونی بکنی گلم؟؟؟مثل خودم شدی دست به سیاه وسفید نمیزنم[خجالت]منم دستام حساسسسسسسسسسس پوستم خراب میشه![زبان]

فاطمه

بابایی من هنوز سر حرفمم میدان ازادی روئ براساس کوه قلاقیران ایلام ساختند مدرک داریم بابایی میتونید تو گوگولی(بقول خودتون)[نیشخند]سرچ کنید[مغرور][زبان]

سمانه

سلامم ستایش جان... چطورید مث اینکه حسابی تغییر رشته دادن به مزاجت خوش اومده... و حسابی سر حالی ... خوب اون ورا هم سر بزن میدونی کلی وقته نیومدی... سر بزنی خوشحال میشم[گل]

سمانه

اصلاحیه کامنت قبلی... مذاق [خجالت]

سمانه

اصلاحیه کامنت قبلی... مذاق [خجالت]