خاطرات خیس


صدای تو مرا دوباره برد
به کوچه های تنگ پابرهنگی
به عصمت گناه کودکانگی
به عطر خیس کاهگل
به پشت بام های صبح زود
در هوای بی قراری بهار
به خوابهای خوب دور
به غربت غریب کوچه های خاکی صبور
به کرکهای خط سبزه
بر لب کبود رود
به بوی لحظه های هرچه بود یا نبود

به نوجوانی نجیب جوشش غرور
روی گونه های بی گناهی بلوغ
به لحظه ی نگاه ناگهانگی
به آن نگاه ناتمام
به آن سلام خیس ترسخورده
زیر دانه های ریز ریز ابتدای دی
به بوی لحظه های هرکجای کی!

به سایه های ساکت خنک
به صخره های سبز در شکاف آفتابگیر کوه
به هرم آفتاب تفته ای
که بی گدار
با تمام تشنگی
به آب می زنیم

به عصرهای جمعه ای
که با دوچرخه های لاغر بلند
تمام اضطراب شنبه های جبر را
رکاب می زنیم

به بوی لحظه های بی بهانگی
که دل به گریه ها و خنده های بی حساب می زنیم
به «آی روزگار...»های حسرت دروغکی
غم فراغ دلبر به خواب ندیده ی همیشه بی وفا
به جور کردن سه چار بیت سوزناک زورکی

به رفت و آمد مدام بادها و یادها
سوار قایقی رها
به موج موج انتهای بی کرانگی
دوار گردش نوار...
مرور صفحه ی سفید خاطرات خیس...

صدا تمام شد!
سرم به صخره ی سکوت خورد...

-آه بی ترانگی!

قیصر امین پور )

 

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رژانو

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

سید علی

سلام وبلاگ قشنگي داري . از اين كه به وبلاگم نظر دادي ممنون . من لينكت كردم . تو اگه خواستي منو لينك كن .

تلوس+تندر

ازشعرهاي خوبي كه انتخاب مي كني و مي گذاري، ممنون. ضمنا" شعر كوتاه « درد» هم خيلي قشنگ بود. ايام بي ترانه ي مارا پر از زمزمه مي كني.

نرگس کریمی

گل من خیلی زیبا بود اگر به وب من مراجعه کنی و مرا در زیباتر کردن وبلاگم راهنمایی کنی ممنون میشم

الی

سلام متن خیلی خوبیه خوشحال میشم به وبلاگ من سربزنید