کسی نیست ، با خودم حرف می زنم

 

کجا می روی ؟
با تو هستم
ای رانده حتی از اینه
ای خسته حتی از خودت
کجای این همه رفتن
راهی به آرزوهای آدمی یافتی ؟
کجای این همه نشستن
جایی برای ماندن دیدی ؟
سر به راه
رو بهتا کجا نمی دانی
چرا اتاقت را با خود می بری ؟
چرا عکس های چند سالگی را به ماه نشان می دهی ؟
خلوت کوچه ها را چرا به باد می دهی ؟
یک لحظه در این تا کجای رفتن بمان
شاید آن کاغذ مچاله که در باد می دود
حرفی برای تو دارد
سطری نشانی راهی
خیالت من از این همه فریب
که در کتابخانه های دنیا به حرف می ایند
و در روزنامه های تا غروب می میرند
چیزی نفهمیده ام ؟
خیالت من از پنجره های باز خانه ی سالمندان
که رو به توپ بازیاز صبح
تا بای بای تیله ها و گلسر های رنگی حسرت می کشند
چیزی نفهمیده ام ؟
هنوز راهی از چشم های خیسم
رو به خاک بازی در باغ و
پله های شکسته ی روز دبستان
می رود
هنوز بغضی ساده
رو به دفتری از امضای بزرگ و یک بیست
که جهان را به دل خالی ام می بخشید
می شکند
حالا در این بی کجایی پرشتاب
با که اینقدر بلند حرف می زنی ؟
تمام چشم های شهری شده نگاهت می کنند
کسی نیست ، با خودم حرف می زنم

 

+ هیوا مسیح +

 

 

+ می گویند چرا دائما تغییر می کنی ، می گویم شما چرا دائما تغییر نمی کنید ؟یول

 


+ دلم برای خلیج فارس می سوزه ...

 

+ چه لذتی داره از دست یه آدم سمج راحت بشی .گاوچران

 

+ فک کن تو بهار برف بیاد ! خیلی عجیبه !تعجب اولین باری بود که توی فصل بهار همچین منظره ای رو می دیدم ، اول بارون بعدشم تگرگ و برف . راحت می شد شاخهایی که روی سر مردم از تعجب زده بود بیرون رو دید.نیشخند البته رو سر خودم هم دیده می شد. نیشخندشیطاناحتمالا نصف مردم اون روز حسابی سرما خوردن ، از هوای گرم و آفتابی یهو رسیدن به هوای برفی ! انگار آسمون تازه یادش افتاده که تو زمستون تنبلی کرده .سبز

 

+ گاهی وقتا فک می کنم  یه خاین به تمام معنام !

/ 246 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

به شیشه ی عینکم گل می مالم! تا جنگنده های نا امیدی مردمک چشمانم را هدف نگیرند!!! به روزم و منتظر.

مورچه

سلام . زيبا مثل هميشه . دلم برات تنگ شده . فدات.[چشمک]